رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )

43

نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )

جديدى مىگرفت كه از آن پس در تمام مراجع از او با اين نام جديد ذكر مىشد . مثلا در سال 915 ( - 10 - 1509 م . ) محمد سفرچى استاجلو به حكومت تبريز رسيد و لقب « چايان سلطان » « 187 » گرفت ، دورميش خان در اودئيل 09 - 1108 ( - 1697 م . ) حكومت قندهار و « اسم » منصور خان گرفت « 188 » . محمود پسر ميرويس گردنكش افغانى در قندهار هم اسم تازه‌اى گرفت و هم لقب جديدى : طبق مجمع التواريخ او نامه‌اى مبتنى بر اظهار انقياد به شاه فرستاد . از دربار نيز متقابلا « او را مخاطب به خطاب حسينقلى خان و ملقب به لقب صوفى صافى ضمير نموده خلعت و اسب و شمشير و رقم حكومت قندهار براى او ارسال نمودند » « 189 » . چندى بعد همين محمود بود كه به سلطنت سلسلهء صفويه در ايران پايان داد . د - كثير المشاغل بودن حكومت را مىشد با ساير مناصب توأم كرد . اين مناصب از آن جمله كارها بودند كه حاكم خود مىتوانست آنها را تقبل كند مانند فرماندهى سپاه يا توليت اماكن مقدسه . اما هرگاه سخن از اختيارات حكام پيش آيد در اين‌باره نيز بحث خواهيم كرد « 190 » . در اين فصل ما از حكومت‌هائى كه تيول مناصب دربارى بوده است صحبت مىكنيم . امراى دربارى براى گرفتن حكومت بعضى از نواحى عراق عجم حق تقدم داشته‌اند . اسكندر منشى گزارش مىدهد كه در تقسيم ايالات پس از به سلطنت رسيدن شاه محمد ( 985 - 1578 م . ) « محال عراق اكثر به امراى درگاه معلّى قسمت شده »

--> ( 187 ) - خلاصة التواريخ ، ص a 45 . طبق لب التواريخ ، ص 20 ملازمانش ( نوكران ) به دو چنين نامى داده بودند . ( 188 ) - دستور شهرياران ، ص a 151 . ( 189 ) - مجمع التواريخ ، ص a 55 . ( 190 ) - رجوع شود به صفحات بعد در همين فصل ، بند و : اختيارات حكام .